آنها به جای این واژه عنوان (ساز و آواز) را به کار می برند و از واژه های (هنگ یا آهنگ و دستان) به جای مقام استفاده می کردند.
اصولاً عنوان موسیقی مقامی که حرفه یی مرکز نشین در این سالها بر موسیقی بومی ما اطلاق می کنند، برای ما عنوان غریبی است.
موسیقی در نزد کردها که بیشتر با طبیعت مأنوس هستند و از اصالت و فرهنگ گسترده و تحرک آمیزتری بویژه در رابطه با کوچ، برخوردار بوده اند. اهمیت ویژه یی دارد که اگر بگوییم یک نفر کرد نمی تواند بدون موسیقی به زندگی خویش ادامه دهد، سخنی به گزاف نگفته ایم، که زندگی رزمی و بزمیو ماجراجویانه آنان، بویژه در وظیفه خطیر مرزبانی از ایران زمین، این موقعیت را به آنان داده است که در مرحله اول :
چنین بهتر آید که امروز رزم
بسازیم و فردا گزینیم بزم
1. از این روست که نخبگان و متخصصان و بنیانگذاران موسیقی اصیل ایرانی را باید در میان فرزانگان کردی همچون ابراهیم موصلی و ا سحق موصلی پسرش در دربار هارون الرشید خلیفه عباسی نام برد که موسیقی اسلامی را به اوج شکوفایی رساندند و از نوابغ جهانی در این فن به شماراند.
2. نیز عبدالمؤمن بن صفی الدین کردارموی (ارومیه یی) از دیگر ستارگان درخشان در آسمان لایتناهی این هنر خدادادی است.
موسیقی از موهبتهای الهی است که به بشر هدیه شده و همزمان با آفرینش او در نهادش، نهادینه شده که حالات طبیعی و درونی او را تنظیم نموده و در غم و شادی و تلاش و کوشش او مؤثر باشد و وی را از جمود و رکود فکری بازداشته و به تلاش و تکاپو برای زندگی بهتر وادارد به قول نظامی گنجوی :
بساز ای مغنی ره دلپسند
بر اوتار این ارغنون بلند
رهی کان ز محنت رهایی دهد
به تاریک شب روشنایی دهد
3. تمام بزرگان علم و دانش و خردمندان و حکمای گذشته به اهمیت موسیقی اشاره کرده و گفته اند : موسیقی از نعمت های الهی بر بشر است و متعلق به همه اقوام و ملل و جوامع بشری، با شرایط ویژه فرهنگی و قومی و منطقه یی آنان. نه تنها انسان و هر حیوان و جانداری، بلکه نباتات و گیاهان نیز برای رشد و شکوفایی هر چه بهتر نیازمند برخورداری از موسیقی مناسب به خود می باشند.
به همین جهت است که مؤلف بهجت الروح به این نکته ابن سینا دانشمند و حکیم معروف ایرانی استناد جسته که : موسیقی جزوی از بدن انسان است که مانند خون در بدن آدمی جریان دارد. از این رو ابن سینا و بسیاری از حکما بیماران خود را با نوای موسیقی و آهنگهای موزون معالجه می کردند.
4. موسیقی در میان هر قوم و ملت و سرزمینی ویژگی خویش را داشته و بیانگر فلسفه اخلاقی و اجتماعی و رزمی و بزمی و کار و کوشش و شیون و شادی آنان می باشد، و به دیگر گفتار :
موسیقی آیینه تمام نمای هر قوم و ملتی است که تمام ویژگیهای آنان در آن متجلی است و سیر تعالی و یا قهقرایی در مسائل فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی آنان از آن آشکارتر می گردد. موسیقی های محلی ایران که در موسیقی ملی ما می باشند، سرشار از شادی و تحرک و شور و نشاط اند، که در این میان موسیقی کردی شمال خراسان یا بهتر بگوییم موسیقی کرمانجی از غنا و اهمیت بیشتری برخوردار است، که با وجود تلاش خبرگان فن موسیقی در سالهای اخیر هنوز ناشناخته باقی مانده است.
5. از بزرگان این علم در میان کردهای خراسان، که نخستین نوشته از دوران صفوی را از خود به یادگار گذاشته، شاعر و عارف نامدار کرد یعنی ابن غریب می باشد که به دو زبان کردی و فارسی اشعار زیبایی سروده و در توصیف و معرفی مقامات موسیقی اصیل ایرانی گفته است : موسیقی کرمانجی زاییده فرازها و تنگناهای تاریخی و اجتماعی و دینی و سیاسی این مردمان سلحشور بوده و هست که در رابطه با هر موقعیت تلخ و شیرین و پیروزی ها و شکستهای زندگیشان با بهره گیری و ابداع شعر و آهنگی موزون و زیبا و مناسب بازگو کننده حالات درونی و مشکلات زمانی آنان بوده است.
6. آهنگهای سردار عوض، ججوخان، قوچان خورابه، رعنا، خا نی کلمیشی (قهرمان کتاب معروف 10 جلدی کلیدر) و صدها آهنگ دیگر نمودار بارزی بر این مدعا هستند. به هر حال بازگو کردن فلسفه موسیقی کرمانجی خراسان در این مقاله نمی گنجد.
بطور کلی موسیقی کردی به دو بخش آوایی و غیر آوایی (رقص) تقسیم می گردد و شامل سه بخش از آهنگهای هنری، اجتماعی و طبیعی است.
7. برای درک واقعی از موسیقی کرمانجی خراسان هنوز هم باید به افراد غیر حرفه یی و غیر شهری که دور از این تمدن های کذایی در میان کوهساران و ایلات و عشایر آخرین روزهای زندگی خود را سپری می کنند، مراجعه نمود.
از جمله نویسندگانی که در یکی دو قرن اخیر مستقیماً به بررسی موسیقی کردی خراسان پرداخته اند. باید از ناصر الدین شاه و سرهنگ لطفعلی خان درگزی معاصر وی نام برد.
ناصرالدین شاه که در سفر سال 1300 به خراسان از طریق شاهرود و بجنورد عازم مشهد بود، در بجنورد با استقبال گروههای هنری کرد یعنی عاشق ها روبرو می شود و این گونه اظهار نظر می کند که : « بالاتر از ده فیروزه، جمعیت زیادی به قدر بیست نفر از کردهای شادلو جلو آمده بودند. دهل های غریبی داشتند، شبیه به طبل های بزرگ قزاق ها [در روسیه] ، سرنا هم داشتند. خیلی خوب می زدند. به عینه چچین ها که ما [در سفر فرنگ] در قفقاز دیده بودیم. چیزی که از اینها مضحک بود، این بود که مردهای بزرگ ریشدار معلق می زدند ».
8. ناصرالدین شاه توجه نداشت که موسیقی در میان کردها سن و سال نمی شناسد. کودکان و نوجوانان و پیرمردان و زنان و دختران همگی در هر شرایطی در اجرای برنامه های موسیقی شرکت جدی و مستقیم دارند و برای پرورش روح و جسم خود به آن نیازمندند. از سرهنگ لطفعلی خان فرزند اللهیارخان حاکم درگز هم دست نوشته های پراکنده یی به جا مانده است که او درسال 1314 قمری در قوچان به دربار و اردوگاه تابستانی محمدناصرخان ایلخانی زعفرانلو وارد می شود که اتفاقاً سماع حضور حبیب خان سنتورنواز معروف دربار ناصرالدین شاه هم برای دیدن ایلخانی به این اردوگاه آمده بود.
لطفعلی خان که خود از بهترین سنتورنوازان و شش تار نوازان ایران بوده، تعریف جامعی از این برخوردهای فرهنگی در این اردوگاه داده است که بسیار قابل توجه است.
9. لطفعلی خان در گزارشان خود برای اینکه از او عیب نگیرند، تعریفی از هنر خود نکرده و فقط به شکست و قهر کردن سماع حضور (سرورالملک) که مهمان بوده، نموده است. اما مدیر دیوان افشار که منشی مخصوص شجاع الدوله و در واقع همه کاره او بوده، گفته است : « در رکاب محمد ناصرخان به خواجه جراح رفته بودیم که املاک شخصی سرکار [شجاع الدوله محمدناصرخان] و وصل به چشم کلسب و منقشلی رادکان است. خیابان پر درخت آن نیم فرسنگ طول داشت. شبی اسداله بیگ نیشابوری تار می نواخت و چون سرها گرم شد، خواستند لطفعلی خان هم از قوچان بیاید، در ظرف سه ساعت آمد. [البته لطفعلی خان بنا به نوشته خودش در اردو بود] و همین که دستش به سیم تار رسید و ماهور را شروع کرد، شوری به سرها انداخت. صدای مضراب آن مرحوم بی حرف و اغراق، پانصد قدم در آن شب، آشکار می رفت. مضرابها شبیه به دانه های درشت بارانهای بهاری بود که در کمال تندی ببارد. لطفعلی خان در حیات محمدناصرخان [1320-1314 قمری] درجه عالی را طی کرده و تا روز مرگ او از قوچان خارج نشد.
در خواجه جراح سرورالملک معروف تارزن مظفرالدین شاه، مهمان امیر [محمدناصرخان] گردید. فوراً سنتور و ارگ را با یکدیگر کوک کرده، بچه یی نابالغ هم اشعار سعدی را می خواند. لطفعلی خان رسید، ید بیضا کرد، سخره ایمان آوردند.
10. و به دویست تومان انعام قناعت کرد.
11. به هر حال اینها نموداری بود از موسیقی سرشار سرزمین و مردم شمال خراسان که ایلخانان کرد این دیار حامی و پشتیبان و مروج آن بوده اند.
پی نوشت :
1. شاهنامه فردوسی
2. برمکیان به پروفسور عبدالرزاق کانپوری
3. خمسه نظامی
4. رساله موسیقی بهجت الروح ـ عبدالمؤمن بن صفی الدین ارموی، با مقدمه هـ. ل. رابینو
5. بنگرید به آلبوم موسیقی شمال خراسان ، از انتشارات حوزه هنری، سال 1370 و نیز کتاب هفت اورنگ و غیره
6. نسخه خطی ابن غریب
7. مطالعات کردی ج 1 شماره 4 سال سوم، تابستان 1365 ، انتشارات بنیاد کرد در پاریس
8. سفرنامه ناصرالدین شاه به خراسان سال 1300قمری به خط میرزا رضا کلهر، چاپ تهران، سال 1361
9. حرکت تاریخی کرد به خراسان ـ کلیم ا... توحیدی جلد 1 ، چاپ مشهد، 1371، ص
452
10. اشاره به معجزنمایی حضرت موسی کلیم ا... در مقابل ساحران فرعون در مصر، که در قرآن مجید آمده است.
11. سرزمین و مردم قوچان ـ دفتر سوم ، محمد جابانی ، چاپ مشهد، سال 1375 ، ص 70
مال ئاوا